يادداشتهايی از کانادا

۱۳۸۵ (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) من می‌گم اَنِف تو نگو اَنِف
 
Tuesday, February 14, 2006

شعر "زن" از جان لنون رو به مناسبت روز ولنتاین برای همسر عزیزم ترجمه کرده‌ام. اميدوارم شما هم خوشتون بياد.


(براي نيمه ديگر آسمان)

إي زن، بيان احساسات برايم مشکل است

احساساتي دوگانه از سر کوتاهي در مقابل عشق تو

بعد از اين همه، براي ابد مرهون عشق توام

وُ إي زن، سعي دارم تا بازگو کنم

احساسات دروني و مراتب سپاسگزاري‌ام را

براي چشاندن طعم کامروائي به من

(تکرار آوا)

إي زن، ميدانم که درک ميکني

آن کودک کوچکي را که درون مرد توست

هميشه بياد داشته باش که زندگي من در دستان توست

وُ إي زن، مرا در قلبت جاي بده

هر چند فاصله‌ نمي‌تواند ما را از هم جدا ‌کند

که قصه عشق ما اينگونه در آسمانها نوشته شده

(تکرار آوا)

إي زن، بگذار تا بگويم

که هرگز نخواسته‌ام تا موجب اندوه و رنج تو شوم

پس بگذار دوباره و دوباره و دوباره بگويم

که دوستت ميدارم

حالا و تا ابد

دوستت ميدارم

حالا و تا ابد

دوستت ميدارم

حالا و تا ابد

بشنويد


(Woman by John Lennon)

(For the other half of the sky)

Woman I can hardly express

My mixed emotions at my thoughtlessness

After all I'm forever in your debt

And woman I will try to express

My inner feelings and thankfulness

For showing me the meaning of success

Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo

Woman I know you understand

The little child inside of the man

Please remember my life is in your hands

And woman hold me close to your heart

However distant don't keep us apart

After all it is written in the stars

Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo

Woman please let me explain

I never meant to cause you sorrow or pain

So let me tell you again and again and again

I love you, yeah, yeah

Now and forever

I love you, yeah, yeah

Now and forever

I love you, yeah, yeah

Now and forever


از: كريشنا

سلام منم تازه به ترنتو اومدم
باهام تماس بگير
كارت دارم دوست خوب

سايت منم ببين مث سايت تو هست


از: Samanta

Hi,
What do you mean?


از: سارا

عالي بود


از: زری

خيلي خيلي اين سايت احمقانه ست خير سرم براي هفت خان رستم اومده بودم تو اين ساييت كه كاش نميومدم