يادداشتهايی از کانادا

متالورژي وزارت (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) پارادوكس
 
Monday, August 08, 2005

- شکي نيست که آلمان و ژاپن دو مغلوب اصلي جنگ جهاني بودند. پس از جنگ آنچه مانده بود مردماني بود فقير و مجروح با کشورهائي مخروب و محدود. رژه هر روزه فاتحين در جاي جاي سرزمينشان و بغضي فروداده. ولي چه زود تاج غرور بر سر نهادند. هلموت کهل دو شستش را در بغل‌گاه‌هاي جليقه‌اش کرد، سينه جلو داد و گفت: آنچه هيتلر با زور نتوانست بکند ما با روشي ديگر انجام داديم. قصه ژاپن که ديگر نقل بقال و چغال و خانم‌باجي‌ها هم شده. رمز موفقيتشان چه بوده؟ خيلي ساده و راحت، بلافاصله پس از جنگ انتخاباتي ترتيب دادند، چهار پنج سال صبر کردند و کشوري آباد و خرم را تحويل گرفتند، همين و فقط همين. تلخندم را مي‌بينيد؟

- وطن کي ساخته بوده که حال مي‌خواهيم دوباره آنرا بسازيم؟ غرور كاذب را از هنر نگيريم که کارش مستوري است. رنگ سفيد مي‌زند بر کرباسي پوسيده و سياه. نقاب مي‌زند بر چهره کريه فرهنگي بيمار. به چه مي‌خواهيم برگرديم؟ از شاهان کياني و هخامنشي نگوئيم که حتي تاريخش را ديگران برايمان نوشتند و همين اواخر خوانديمش. آنقدر از آنها تهي شده بوديم که حتي آثار مشهود و ملموسشان را به افسانه‌ها و اسطوره‌ها نسبت داديم و گفتيمش تخت جمشيد، نقش رستم. جمشيد، همان شاه افسانه‌اي که هر چه بود هخامنشي نبود. ارمغان گرفته‌ايم آنچه را به آن مغروريم. توگوئي قرنها پيش هجر کرده بود آن ژن زايا از اين ديار تا آباد کند ديار ديگري را. و ما را نسب رسيد به زني فاحشه از شهر بخارا، نه سفالينه‌اي از خاک سيلک.

- مضمهل شديم از پس هر شکستي. نگاه به عقب کرديم و راه گم کرديم. براي يك ژاپني، شکست، افتادن گل سوسن بر خاک است، بر مي‌خيزد، زانو مي‌تكاند و دوباره راه مي‌رود. بحث دولت و حکومت نيست، بايد آلماني بود تا آلمان را ساخت، مابقي منتج است.

سميه عزيز، صبر كرده بودم تا تب انتخابات فروکش کند تا برايت بگويم كه نتيجه اين انتخابات چشمان مرا بازتر كرد ولي مهر تائيدي نيز داشت، مكرر. اميدوارم هميشه خندان باشي.


از: شيرين

.......
نسبم شايد به زني فاحشه در شهر بخارا برسد...
به سفالينه اي از خاك سيلك....
شعر صداي پاي اب : سهراب سپهري
زيبا نوشتيد. دچار بي تفاوتي بدي شدم. اميدوارم گذرا باشه چون پر از انرژي منفيه.


از: سلمان

خانه از پايبست ويران است خواجه در .............


I fully agree with the comment that you have


از: داريوش

بسيار زيبا و تامل برانگيز.
متن مرا ياد آثار مرحوم علي حاتمي انداخت. مطالعه ام كم نيست ولي داستان زن فا... چيست؟ از راهنماييتان پيشاپيش سپاسگزارم.
پس شما هم معتقيد كه از ماست كه برماست.
باز هم متشكرم.


از: من

كاش بجاي غيرت ايراني همت ژاپني داشتيم


از: كتبالو

جمله ي سميه گويا و زيبا بود. دولت و حكومت خوب نشان كشور آباد است نه دليل آباداني. حكومت هميشه ريشه هاي بسيار قوي در نظام اجتماعي دارد و برخاسته از عامه ي مردم است. جمله ي سميه بسيار گويا و زيبا بود و كمابيش از دلايل من براي شركت در يك انتخابات نه چندان آزاد‘ و دال بر اين حقيقت كه هر ملتي بايد قبل از هر چيز انديشيدن را بياموزد.


از: سميه

اين نوشته خيلي به دلم نشست. كلمه به كلمه اش را بلعيدم. اين انتخابات مرا هم خيلي بينا كرد. آن قدر كه بفهمم كه دولت و حكومت خوب symptom كشور آباد است، نه دليل آباداني. هميشه خندان باشيم، از آن چه كه مي آموزيم:)