مال باختهاي شکايت به حاکمي برد. حاکم چون سخنش شنيد دزد را دشنام داد و نفرين کرد و گفت: توکل به خدا کن تا انشاالله مالت پيدا شود. مرد در حال ترک دارالخلافه گفت: آمده بودم تا مالم را بيابي وگرنه نفرين و دعاي مادرم گيراتر از توست.
وقتي اربابان قدرت در غبن، شکايت به خدا ميبرند ما به کجا ببريم. حکومت را براي دنياي خود ميخواهيم وگرنه خود ميدانيم که چگونه در آخرت با خدا معامله کنيم.