يادداشتهايی از کانادا

اخلاقِ نقد (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) اشتياق
 
Monday, June 27, 2005

واعظ قبل از ذکر مصيبت و زدن به صحراي کربلا مي‌گفت: در جمع، سروران فاضل و عالمي را مي‌بينم و ......... کرم‌هائي که کفن را ميجوند و ......... سريعترين هواپيمائي که بشر ساخته فاصله تهران تا مشهد را در عرض يک ساعت ميرود ولي نور همين فاصله را فقط در پنج دقيقه طي مي‌کند.
تا اين را گفت من و دوستم لبخندزنان و خيلي آرام مشغول صحبت شديم. مرد ميانسالي که کنار من نشسته بود با لحني مهربانانه پرسيد: چي شده؟
با بياني ساده گفتم: آقا داره اشتباه ميگه، دانشمندان ثابت کرده‌اند که سرعت نور خيلي بيشتر از اينهاست.
مرد پوزخندي زد و گفت: يعني دانشمندان از آقا بيشتر مي‌فهمند.
.
.
.
حالا يك مكلا در انتخابات از يك معمم مي‌برد.


يكي از سخت ترين بخش هاي ختم رفتن توي مسجد همين عذاب گوش كردن به پرت و پلا هاي يك ملاي كم سواد و از مرحله پرته كه مثل اينكه مجبوره اضافه تر از سوژه اصلي - يعني بريدن سر حسين و له كردن فاطمه لاي در خانه و قطع كردن دست ابوالفضل و دست آخر بردن اسم مرحوم و ذكر اينكه اگر اين عرب هاي اكسپايرد شده نبودند الان مرحوم معلوم نبود سر سفره كي قرار بود بشينه- اظهار فضل كنه. اون هم با دانش فيزيك در حد مهد كودك.


از: نیکی

به نظر من واعظ غضنفر بوده واون مرد میانسال مستر بین .. شما هم پت و دوستتون هم مت
منم پیامبرکلثوم_صوفیا لورن
به من سر بزنین خوشحال میشم


از: Mo

این که چیزی نیست معلم دینی ما داشت درباره اعجاز خلقت برامون حرف می زد. گفت: ببین این جهان هستی چقدر پیچیده است. مثلا همین نیمکتتون رو در نظر بگیرید. تشکیل شده از "اتمهای چوب" که تازه خودشون تشکیل شدن از پروتونها و الکترونهایی که "دور همدیگه می چرخند"! نوبل شیمی و فیزیک رو با هم برد این معلم دینی ما