محمد غفاري معروف به کمالالملک در سفر فرنگ در رکاب مظفرالدين شاه بود و مدتي در ايتاليا به فراگيري اصول نقاشي مدرن مشغول شد. روزي از شاه خواست تا اجازه دهد مدت بيشتري در آنجا بماند تا آن دوره را تکميل کند. شاه پاسخ داد: "لازم نکرده! مگه صدراعظم ما مونتسکيوست که نقاشباشي ما لئوناردو داوينچي باشه؟ همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد".
آن بخش از ساختارها و رفتارهاي حکومتي که مورد پذيرش اکثريت جامعه امروزي ايران نيست، براحتي در روابط خانوادگي و شخصي ما ايرانيان مشهود است. آنچه را که از حکام نميخواهيم، خود در خلوت و حوزهي فردي ميکنيم. عجين شده با باورهاي فرهنگي ما. دمکراسي حق هر بشري است، ما نيز مستثني نيستيم لياقت آنرا نيز داريم و بسوي رسيدن به آن در حركتيم، ولي آيا خود ما حتي بطور نسبي دمکرات هستيم؟ وقتي ميگويم "ما" منظورم ميانگين رفتاري ايرانيها است، نه دو طرف اين طيف گسترده. دمکراسي بايد از ما بتراود و در جامعه نهادينه شود وگرنه براحتي رنگ خواهد باخت. نياز به آموزش و تمرين دمکراسي داريم و يکي از بهترين روشها صحبت کردن به زباني است دمکراتيک که همانا مشارکت در عرصههاي انتخاباتي است. اگر بستري براي حفظ دمکراسي مهيا کنيم، خود دمکراسي بدون هيچ مناقشهاي آمده است. بقول ما کامپيوترچيها مثل مدل طراحي از پائين به بالا.
بايد با مسائل پراگماتيکتر برخورد کرد زيرا شرائط اکثرا نسبي است نه ايدهآل. قهر انتخاباتي نتيجهاي جز مشکلات بيشتر و به تعويق افتادن مطالبات ندارد، کافيست نتايج دو مورد قبلي را بهتر ببينيم. اگر شخص شايستهاي را نميبينيم ميتوانيم راي سفيد بدهيم. شرکت در انتخابات تمرين دمکراسي است و صحبت به زباني منطقي و قابل فهم است. اگر رقيب را متهم به جرزني ميکنيم بايد در نظر بگيريم که دستکاري در نتيجه انتخابات بويژه در شرائط فعلي ممکن نيست زيرا برايشان هزينههاي سنگيني در بر خواهد داشت و شائبه رويکردهاي غيرقابل کنترل را دامن ميزند. تحريم انتخابات ريسک بالائي دارد و ميتواند موجب بوجود آمدن شکاف بين توده مردم و فرهيختگان گردد. همان تودهاي كه ايران را سرزمين شگفتيها كرده.
قضيه مشروعيت نظام در كار نيست، چرا که مدتهاست آش شور شده، ولي فرض کنيم با راي ندادن مشروعيت نظام بطور علني و با آمار و ارقام از بين برود، بعد چه ميشود؟ اين توان و قدرت احتمالي كسب شده هزينه چه خواهد شد؟ دعوا بر سر تغيير افراد و واژهها که نيست، هدف، ايراني بهتر براي ايرانيان است. نميخواهيم که مملکت را شخم بزنيم و از نو شروع کنيم که هم کاري غير عقلاني است و هم تضميني در موفقيت آن وجود ندارد. بايد ما مردم بطور آهسته تغيير و بهبود يابيم و حکومت را نيز مجبور به اين تغييرات بطئي کنيم تا در نهايت يکي شويم. مردم بر مردم.
بر خلاف سخن مظفرالدين شاه معتقد هستم که اين انتخابات به شعور ملت ما نميآيد، ولي آنجورها نيست که نتوان اين رخت را پوشيد و لخت ماند.