سالها پيش به اصرار دوستي چند ماهي هدايت مکانيزه کردن سيستمهاي پرسنلي يکي از سازمانهاي دولتي بر عهدهام افتاد. جلسات فني متعددي با مديران آنجا داشتم و هر چند که "رنگ رخساره خبر ميدهد از سر درون" ولي از رهگذر همين جلسات صميميتي هر چند اندک پديد آمده بود که گهگاه صحبتها را به مزاح و خوش و بش ميکشاند.
روزي يکي از اين آقايان که خيلي هم باحال بود و هميشه سر به سر من و بقيه ميذاشت با لهجه يزدي پرسيد:
- آقاي مهندس هيج چيزي که کم و کسر نيست انشا الله؟
گفتم:
- نه، همه چيز روبراهه آقاي مهندس، فقط اگه چند تا هارد ديسک ديگه خريداري ميشد تا اطلاعات خواهرها رو از برادرها جدا کنيم خيلي بهتر ميشد.
ناگهان رنگ از رخش پريد و انگار که ذنب لايغفري رخ داده باشه خيلي مضطرب گفت: هر چند تا که لازمه بگيد تا بخرند، از لحاظ مالي اصلا مشکلي نيست.
سکوت و بعدش انفجار خنده من تازه گوشي رو داد دستش که ..........
يادتون باشه اگه اين وزير راه کنوني جادهها را مردانه زنانه نکرده، همشو از من داريد.