مادرم آن دورها، و در اين فصل بهار،
همچنان ميدوزد، گل زيباي محبت ز سر لطف و صفا، بر دل شبزدهء کوچگران، که شدند دور ز بيداد و جفا.
دست او با دل او همراه است، "نخ گلدوزي او کوتاه است، مادرم ميترسد غنچهها وا نشوند."
تورنتو - بهار ۱۳۷۸
مادرانمان میدوزند..........یکی از این سوی دنیا . یکی از ان سوی دنیا. نخ گلدوزی جمع انها با هم کوتاه نیست. به گمانم غنچه ها گل بشوند
خلق نيك و روحيه سرزنده فرزند نشانه فرهيختگي و فداكاري مادري است كه چنين تربيتي را به او تقديم داشته. پاينده و شاد و سرفراز باد اين مادر.
عالي بود از كاناداي عزيز، عالي
خيلي قشنگ بود :) ظاهرا شعر از خودتونه ديگه؟