صبح زود، ديدار دوستان، سوار ماشين، رو به شمال تورنتو، برفهاي پنبهاي آنتاريو، چند ساعت اسکي ملس، خيس عرق، کلي گپ و خوشوبش، شاداب و سرحال
زنگ تلفن، دعوت به مهماني، سورپرايزي براي روز ميلادش، تبادل نو آموختهها، کلي گپ و خوشوبش، شاداب و سرحال
دير ساليست که يافتهام، در دنياي سپيد و سياه کوچکردگان، رنگينکمان را