يادداشتهايی از کانادا

و چه اندازه تنم هوشيار (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) سال ميمون
 
Wednesday, January 28, 2004

اين سوپ که با هزينه‌اي کم و در مدت زماني کوتاه آماده ميشود، مناسب شبهاي سرد کاناداست. هر چند که من در گرماي تابستان هم هوس آنرا ميکنم.
نکته مهم: خوشمزه بودن اين سوپ شديدا تضمين ميشود. اگر پختيد و خوشتان نيامد، منو Sue کنيد.

مواد لازم براي چهار نفر:
     نودل (رشته چيني) پهن (Flat Rice Noodle) نصف بسته
     آب مرغ (Campbell's Chicken Broth) دو قوطي
     قارچ سفيد ورقه شده ۸ عدد متوسط
     پياز خرد شده يک عدد متوسط
     سير رنده شده دو يا سه حبه
     زنجبيل تازه (Fresh Ginger) رنده شده يک قاشق غذاخوري پر
     Lemongrass دو يا سه ساقه (مثل چوب خشك و سفت است)
     روغن مايع سه قاشق غذاخوري
     نمک و فلفل به ميزان دلخواه

مواد اختياري:
     نخود فرنگی برفي (Snow Peas) صد گرم (با غلاف خورده میشود)
     به اندازه يک مشت گشنيز (Coriander) و يا Cilantro
     كمي تره سوزني (Chive) ريز خرد شده
     كمي ريحان (Basil)
     جوانه ماش (Bean Sprout) دويست گرم
     ليمو ترش يك يا دو عدد
     سينه مرغ کبابي يا سرخ شده و تکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تکه شده يک عدد
     ميگو نيم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پز شده ۸ عدد متوسط

قارچها را با کمي نمک و فلفل براي يک دقيقه در مايکروويو ميپزيم (يا تفت ميدهيم) تا نيم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پز شوند و سپس کنار ميگذاريم تا بعدا به سوپ اضافه کنيم.
در يک قابلمه بزرگ، پيازها را کمي تفت ميدهيم و سپس سير، زنجبيل و Lemongrass ها را اضافه ميکنيم و دو دقيقه روي حرارت، کمي هم ميزنيم تا حدي که سيرها نسوزند. بهتر است Lemongrass را کمي بشکنيم و يا چاک بدهيم تا عطر آن بهتر خارج شود ولي شيرازه آن بهم نخورد تا بتوانيم در انتها براحتي از سوپ خارج کنيم.
آب مرغ را بهمراه ۵ ليوان آب جوش اضافه ميکنيم و نمک و فلفل آنرا تنظيم کرده آنگاه در قابلمه را ميگذاريم تا براي سه دقيقه بجوشد. در اين مرحله نودلها را اضافه ميکنيم و در قابلمه را باز گذاشته و گهگاهي خيلي آرام هم ميزنيم تا نودلها خورد نشوند. نودلها بايد در آب سوپ براحتي شناور باشند، بعبارتي سوپ بايد خيلي آبدار باشد، پس در صورت نياز مقداري آب جوش اضافه ميکنيم و نمک آنرا ميزان ميکنيم تا به اصطلاح سوپ شفته نشود. آب سوپ کم‌رنگ و رقيق ولي کاملا مزه‌دار و معطر است. وقتي نودلها نرم شدند قابلمه را از روي حرارت بر ميداريم. اگر مايل به افزودن ميگو يا مرغ هستيد، آنها را يک دقيقه قبل از برداشتن قابلمه از روي حرارت، اضافه ميکنيم.
Lemongrass ها را از داخل سوپ در مي‌آوريم. Snow Peas، قارچ، کمي گشنيز يا Cilantro و مقداري تره سوزني را به سوپ اضافه ميکنيم و دو دقيقه صبر ميکنيم تا سبزيجات با حرارت سوپ نيم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پز شوند.
سوپ را داخل سوپخوري ميريزيم و با مقداري سبزي تزئين ميکنيم. ريحان، جوانه ماش (خام) و ليموترش را در ظرفي کنار سوپخوري ميگذاريم تا هر کس در صورت تمايل با سوپ خود مخلوط کند.

سوپ را داغ ميل کرده و از من به نيکي نام کنيد :)


The soup seems to be really delicious but actually I can't cook it cause I am dam bad sick.
I mean despite being in March the weather here is extremely cold and guess what? I have catched cold.
I wish I had a little bit of that soup now.
Anyway, thanks


از: اكبر

سلام و خسته نباشيد.
اين جور سوپ ها براي همانجاها خوبه نه براي ايران ما.
نه بدت نياد اگر موادش پيدا بشه بدك نيست , در ضمن من انواع غذاها را بلدم اگر خواستيد يك نوع آبگوشت مخصوص البته بدون آب بلدم كه همه از خوردنش كف مي كنند در صورت دلخواه برايم بگو تا ايميل كنم .
دوستدارت .....


از: آزاده

aali bood mahshar merci,kheili chasbeed


از كانادا جان ظاهرش كه حرف نداره ممممممم..... البته تو ايران همه موادي كه گفتي نيست ولي ميشه بعضي ها رو شبيه سازي كرد و با مشابهش جايگزين. ممممممممم ..... ما خانوادگي عاشق سوپيم حالا هر چي مي خواد باشه هر نوع. ديگه رفتم كه ترتيب شام و بدم..


از اون پنكه ها هم بايد داشته باشيم ؟


اولين باره اينجا رو ميبينم. بگم سايت يا وبلاگ؟! به هر حال سايت و/يا وبلاگ جالبيه! شايد بهش در آينده كه باهاش بيشتر آشنا شدم لينك دادم. (يه جورايي نسبت به هر "چيز" ايراني كه توي كانادا باشه فوراً احساس خوبي پيدا ميكنم!! من 6 ماه و نيم پيش اومدم اينجا... تورنتو! و اين است اولين سفر من به خارج از كشورم... which turns out to be: FOREVER!


از: آبشار

من آشپزي بلد نيستم . بنظر ميرسد اينقدر درست كردن آن پيچيده و طولاني باشد كه زمستان تمام بشود وبي اين سوپ حاضر نشود


آقا شما هم روزه وبلاگي گرفته ايد؟ چرا در هيچ كامنت وبلاگي اثري از نظرات شما نيست؟


از: مهاجر

سوپ از نظر من يعني يك چيز حاضر و آماده كه از توي كنسرو درمياد و گرم ميشه. چيزي كه آشپزي بخواد در دسته غذاها حساب ميشه!


به به, شما هم بله. حتما يك روز سر فرصت امتحانش ميكنم. در اين روزهاي سرد هيچي مثل سوپ داغ و يك ساندويچ نميچسبه. خب, خوبي دوست من؟ مرسي از خبرهاي گوناگون.


از: صبا

خسته نباشي سر آشپز. اي كاش حالا كه ياد دادي زحمت درست كردنش رو هم ميكشيدي....حيف