يادداشتهايی از کانادا

« (قبلي) ارغوان | صفحه اصلي | زلزله (بعدي) »

Wednesday, December 10, 2003

امشب که مراسم اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي را ديدم، شدم سراسر غرور، سراسر شعف، سراسر مباهات. او را نه فقط خودش، بلکه سمبلي از زنان درد کشيده ولي استوار ايراني ميديدم که همچون يک جويبار، در برخورد با مشکلات راه کج کرده و بنرمي مسيري ديگر مي‌يابد، و هي تلاش و باز هم تلاش.

آن زن خنداني که در اين تک تازي جمود، زير سقف سالن شهرداري اسلو نغمه سر ميداد. آن زن نوازنده‌اي که صداي خوش سازش، در فضاي آکنده از تحسين ايراني، ميپيچيد. آن زن گم‌گشته‌اي که ديگر گم نخواهد ماند، نه به جبر، نه به اختيار.
دست مريزاد که دگر بار اشکم را از شعف درآورديد. خاضعانه در برابر زنان ايراني سر خم ميکنم.

مصلوب به صليب تحقير هزاران ساله
همچنان بنرمي آواز ميدهد:
مرا ببين
مرا خوب ببين
اين منم، زن
نيمه سرکوب شده نسل بشري
زخمي ز شلاق تبعيض و اجحاف
زنجير خودخواهي مرد با زيور غيرت، آويخته بر گردنم

رويم بپوشان
در چهارديوار مطبخ حبسم کن
با نغمه آوازم چه ميکني؟
که آوازه‌اش از مرزها گذشته

آري من زنم
مرا ببين
مرا خوب ببين

تورنتو - آذرماه 1382


از: aYANDEH

اشك امانم را بريده كه براستي اين ديار هميشه در حال نواختن سمفوني مردگان است
چه بگويم كه دلم خون است . وقتي كه كودكان در خونابه غرقند وقتي 10000 هم ميهن ديگر از ديار ما رخت بسته اند ديگر ارگ هم خود ريخت ارگ را طاقت ديدن نبود .ارگ خود راضي به ماندن نبود كه در اين خانه سياه گويي ديگر جايي براي ماندن نيست چه بگويم كه دلم خون است / ديگر چگونه مي شود به سوره هاي رسولان پناه آورد؟ ما مثل مرده هاي هزاران ساله به هم مي رسيم و آن گاه/ خورشيد بر تباهي اجساد ما قضاوت خواهد کرد/ دلم از درد در سوز وگداز است و اين خانه همچنان سياه است.
درد وجودم را فرا گرفته وبايد به ياري هم ميهنان بشتابيم
بلاگ زير براي ياري به هم ميهنان داغ ديده مان درست شده
دست گرم يك يك ايرانيان را مي فشا

http://zelzelehebam.persianblog.com/


دوست من, كريسمس خوبي رو داشته باشيد. در اين روز مقدس, آرزوي بهترين ها رو برايتون دارم.


راست ميگن يه چيزي بنويس ديگه !


سلاو آقا سهيل خوب گير دادي به اين شب و ديگه هم ول نميکني. بابا بيا يه چيزي بنويس


سهيل عزيز
و تمامي دوستان ايراني مقيم كانادا
سلام
شب يلدا بر تمامي هم ميهنان گرامي باد كه اين شب شب ميلاد خورشيد است وسحر نزديك است


از: bache-mis

بد نباشي دوست عزيز. بابا يه نگاه هم به زير زير ها بندازي يه 8 قدم پايين تر 15 قدم بالاتر از صفر 16 قدم به چپ. زير درخت دوستي هميشه يکي نشسته که منتظر اوني که 23 تا بالاتر دو تا به راست هست باشه. اون دوست هيچي که با حال نباشه، هيچي که خوش تيپ نباشه، هر چقدر هم که نتونه اون بالا بالا ها بپره ولي باختن رو توي تخته خوب بلده. فقط يه ندا ميخواد که با سر بدوه. از قديم گفتن با بزرگان نشست و برخاست کن. و اون دوست در آرزوي اينه که به محفل بزرگان راه پيدا کنه هرچند که با حال نيست، هر چند که خوش تيپ نيست، ولي باختن رو خوب بلده...



از کانادا: چوبکاري ميفرمائيد خوش تيپ. امشب و فرداشب و انشاالله شبهاي دگر ميبينمت. هماهنگ ميکنم تا امشب با هم بريم.


از: پژواک

ايشالا زودتر حالتون خوب بشه و باز هم سفرنامه رو بنويسين. مواظب خودتون باشين.



از کانادا: از لطف شما متشکرم.


سهيل جان ما منتظر نوشته هاي خوب شما هستيم.



از کانادا: يک هفته هست که ناخوشم. بقول بهنود بنقل از صمد بهرنگي: ياخچي خرابم رفيق، ياخچي


سهيل جان سلام ببخشيد من الان اومدم خونه.


ما هم خيلى احساس غرور كرديم و خوشمون اومد. اميدوارم كه هميشه ميهنمون سرافراز باشه.
شاد باشى


دلم مي‌خواهد خواب برم... در خواب تمام نقشه هام رو انجام بدم... شايد وقتيكه از خواب بيدار ميشم... بي آرزو باشم.


آقا ديگه آپديت كن .


سلام. آقا سهيل عزيز بالاخره بعد از سالها كه از دست اين جنايتكار تمام همكيش و هموطنانمون در عذاب بودن امروز طعم ديگري رو چشيديم. كاش بودي و ميديدي مردم چه شوقي داشتن و دارن. موفق باشي


از: نارنج

منم احساس غرور کردم .


از: pooyan

مثل هميشه جالب . بخصوص شعر انتخابي کاملا جالب بود



از کانادا: کدوم شعر انتخابي؟ مثلا کار خودمه :)


از: آيدا

منظورم شبح بود :D


از: آيدا

از ديدن برنامه اعطاي جايزه كه همانروز لينكش را در وبلاگ شبه ديدم لذت بردم و همينطور از شعرت سهيل عزيز.


سلام. سهيل عزيز نكنه بي برقي كه آپديت نميکني. موفق باشي و سلامت.


چطوري ميتونم اون نوار همشهري را در بصورت فايل صوتي در وبلاگ خودم بگذارم؟ ممنون اگر آدرس و كدهاي آنرا برايم بنويسي. من فقط بلدم كپي و پيست كنم. ممنون.


از: bache-mis

کت بالو خانوم راست ميگه من اينقدر گرم مبحث شيرين عبادي شدم که فراموش کردم بگم که شعر بسيار زيبايي نوشتي. بسيار از شعرت لذت بردم. دست مريزاد



از کانادا: از لطف شما دوست عزيز بسيار متشکرم.


در ضمن تا يادم نرفته در مورد حرف هاي شيرين عبادي با بچه ام آي اس هم كاملا موافقم.


در باره ي اين که شيرين عبادي حرف درستي زده يا نه بايد بگذاريم زمان بگذره و بعد قضاوت کنيم. اگر اعتقادش اين هست که حقوق بشر و اسلام در تضاد نيست که يا اسلام رو نخونده يا حقوق بشر رو بلد نيست. در غير اين صورت يا که جانب احتياط رو گرفته يا اين که از طرف جمهوري اسلامي بهش ديکته شده يا اين که از جاي ديگه بهش ديکته شده. تا جايي که مي دونم شيرين عبادي اسلام و حقوق بشر رو خوب بلده و بنابراين يکي از فرض هاي بعدي درست خواهند بود. به نظر من اين اعتقاد شيرين عبادي نبوده. بلکه حرفي بوده که بايد مي زده حالا به هر دليلي: سياست خودش بوده يا به قول ديونه ي عزيز دستمال دست گرفتن بوده يا حرفي که از جايي ديکته شده بوده.
اما بحث انعکاس جهاني برنده شدن يک زن ايراني در مسابقات نوبل موضوع ديگه اي است و تصوير خوبي از ايران و ايراني به دنيا خواهد داد. حالا ممکنه طبق برنامه ريزي استعمار باشه يا نه. اما به هر حال اگر سياست قدرت ها هم باشه خدا رو شکر که سياست ها تغيير کرده. ما جزو تروريست ها بوديم و حالا نوبل صلح گرفتيم.
حرف آخر هم اين که سهيل عزيز شعرت خيلي قشنگ بود.
به همگي خوش بگذره



از کانادا: از لطف شما دوست عزيز بسيار متشکرم.


از: bache-mis

آشنا جان من هم متوجه شدم که شما اشاره ايي به اين مطلب (سخنراني ايشان) نکرديد و هينطور متن نوشته شده توسط از کانادا هم هيچ اشاره يا نقد يا تقدير از مطالب گفته شده توسط ايشان نکرده. فقط فضا رو مناسب ديدم که نظرم رو در اين زمينه مطرح کنم. اميدوارم از کاناداي عزيز بخاط اينکه وبلاگش قرباني همچنين بحثي شده من رو ببخشه.



از کانادا: بخش نظرخواهي براي همين منظور است. قربانت شوم، خبطي صورت نگرفته تا بخشايشي نياز باشد :)


از: ديونه

محسن جان: يك ماچ طلبت
آشنا جان: باز هم ميگم از دور دارد و بيداد كردن و شلوغ كردن راحته (به خودم ميگم) اما قبول كن كه ايشون به اونچه گفتن و نگفتن اعتقاد دارند (چون نگفتن ايشون به اندازه گفتنشون از روي دانش و علم بوده انشا،الله.) و تمام توقع من به عنوان يك انسان و نه حتي ايراني از چنين فردي بيان صادقانه آنچه به اون اعتقاد دارند بود.
به نظر من ايشون صادق نبودند با من و با خودشون و اين يك واقعيت هست جدا از اينكه ايشون براي اين عدم صداقتشون دليل قانع كننده اي داشته باشند و يا نه.
شايد اگر واقعا ميگفتند اونچه را كه بايد و در بازگشت به ايران دستگير و يا شكنجه ميشدند (از كيسه خليفه بخشيدن) اين خود ميتونست گره اي از كار كور ملت باز كنه. اما باز هم ميگم اگر اين مسائل را به هر علت نگفتند ديگه دستمال دست گرفتن و ... به قول شاعر بنشينم و صبر پيش گيرم، دنباله كار خويش گيرم.


از: آشناست

ما كه يك كلمه در ستايش كار ايشون و احيانا نطق ايشون نه خوب گفتيم نه بد. فقط يادمون باشه كه اين خانم براي گرفتن جايزه نوبل برنامه ريزي و هدفي نداشته و از چرخش روزگار و بازي سياسي امروز دنيا مورد انتخاب قرار گرفته و البته گرفتن اين جايزه باعث شهرت آني و پيدا شدن طرفدار و دشمن و طلبكار و بدهكار رنگارنگ براي ايشون شده.
شايد خانم عبادي علاقه اي ندارد به "ژاندارك" مورد علاقه خيلي ها تبديل بشه. شايد هم بازيگران سياستي كه اين جايزه رو به ايشون دادند به ايشون خط داده اند كه از درگيري مستقيم با سيتسمي كه كوچكترين تظاهر به مخالفت رو هم تحمل نمي كنه دوري كنه و شايد هم دست بازي سياست بازي هاي بزرگتري رو براي اين خانم در برنامه داره و فعلا لازم است كه زنده بمونه و مثبت تا بعد.


از: bache-mis

من ادم سياسي نيستم و هيچوقت هم نبوده ام اما معتقد هستم كه اشتباه گذشته را نكنيم. اشتباهي كه در مورد محمد خاتمي كرديم و ... از ايشان بت نسازيم . به صرف اينكه يك زن ايراني ايست و جايزه نوبل گرفته است بيخود نگوييم سخنراني زيبايي بود و در خور تحسين. قدري با دقت به مطالب گفته شده توسط ايشان نگاه كنيم . البته قابل افتخار است كه به عنوان يك زن شايسته دريافت چنين جايزه ايي شده اند. (توضيح اينكه اينها فقط نظرات شخصي من هستند)


از: bache-mis

من هم موافقم بيرون از گود نشستن كار راحتي ايست.
نكته دوم اينكه من هم با مبارزه به شيوه آنهايي كه در خارج از كشور خود را مدعيان دفاع از مردم ايران ميدانند موافق نيستم. اما اصلاحات با سكوت كردن و خاموش شدن امكان پذير نيست به صرف اينكه اين حرفها قبلا زده شده است و دليلي براي تكرار آن از يك تريبون جهاني نيست و يا اينكه آنهايي كه اينگونه گفته اند چه سرنوشتي پيدا كرده اند.


از: bache-mis

آشناي عزيز. من فكر ميكنم شما بحث رو به انحراف ميكشيد. همانطور كه ديونه هم گفتن. وقتي خانوم عبادي اقدام به متهم كردن اسرائيل يا امريكا براي نقض حقوق بشر كرد به اين مطلب فكر نمي كرد كه اين حرفها هم بارها از طرق ديگر گفته شده پس دليلي براي گفتن دوباره نيست؟ حتما ايشان به خود گفته اند من كه تصميم ندارم به اسرائيل يا امريكا بروم پس آزادانه به نقض حقوق بشر توسط آنها اشاره كنم. همانطور كه ديونه گفت اگر ايشان اصلا يك سخنراني كاملا معمولي ميكرد مانند قسمتهاي آخر سخنرانيش ميتوان گفت كه ايشان سياسي نيست اما ايشان خواسته يا نا خواسته سخنراني كاملا سياسي كردند


از: آشناست

ديونه عزيز بايد ديد كه خانم عبادي هم در مورد اين نظر شما كه "مهم نيست ايشون به ايران برگردند يا نه.." با شما هم عقيده هستند يا نه.
بنظر مي رسه هنوز اذهان مردم ايران براي شكستن كليشه هاي مبارزه به سبك رستم و ديو سفيد آمادگي زيادي نداره. اين خانم در صورتي ميتونه براي مردم كاري بكنه كه بتونه بياد توي سيستم و كاري بكنه. براي اينكار هم بايد برخلاف همه افراد مخالف ناموفق ديگري كه شمشيرشون رو از رو بسته اند و بيش از دو دهه است كه خارج از كشور به ناتواني خود در انجام هرگونه اقدام مثبت براي مردم ادامه مي دهند بايد به روش كارساز ديگري حركت كنه.
سيستمي كه ايشان با آن موجه هست سالهاست كه با روش انكار در ظاهر و عمل در پشت صحنه كار مي كنه. تا بحال هم دكترين مبارزه رو در رو و فرياد هل من مبارز در هيچ زمينه عليه اين سيستم كارگر نبوده. فكر مي كنيد خانم عبادي چه اتهام جديدي مي توانست به اين سيستم وارد كنه كه ديگران هزاران بار - بدون نتيجه - امتحانش نكرده بودند؟


از: ديونه

مهم نيست ايشون به ايران برگردند يا نه. مهم اينه كه از اين موقعيت و زماني كه نصيبشون شده بود حد اكثر استفاده رو ميكردند. البته كنار گود ايستادن و گفتن كه لنگش كن ساده تر و شدني تر از هر چيز ديگري است.
من با نظر محسن كاملا موافق هستم، آدمها وقتي مسئوليت روي دوششون قرار ميگيره خودشون رو بهتر و شفافتر نشون ميدن. اگر ايشون هيچ اشاره اي به نقض حقوق بشر نميكردند من مشكلي نداشتم ميگفتم آدم سياسي نيستند. خيلي ساده ميتونستند متن سخنراني خود رو به نحوي انتخاب كنند كه خالي از سياست به امور بشر دوستانه و صلح دوستانه پرداخته بشه (سخنرانيهاي پاپ رو بخونيد) اما كاري كه خانم عبادي كردند دقيقا مثل باج دادن به حكومتي بود كه حقوق زنان آنقدر آسان و راحت در اون ناديده گرفته ميشه كه شخص خودشون حق قضاوت ندارند!
اعتقاد دارم يا سكوت ميكردند و يا اشاره به نقض حقوق زنان و زندانيان سياسي و كودكان و مردان كشوري كه براي حمايت از حقوق ايشان مستحق گرفتن اين جايزه شدند بايد جزوي از سخراني ايشان قرار ميگرفت.
ولي باز از طرف ديگه ما عادت داريم از افراد بت بسازيم. خانم عبادي هم مثل هر فرد ديگه داراي نقاط قوت و ضعفي هستند كه بايسته هست هر دو دسته ديده و نقد بشن.
در كل افتخار بود كه زني از ايران اين جايزه را نصيب خودش كرد و همه ما از اين افتخار مغرور و سرافراز هستيم.


خيلي ممنون. اون نوار همشهري كه در مورد مسابقه ايران و استراليا در يادداشت قبلي شما هست خيلي جالب و بامزه است. همه سايت شما يك طرف اون يك نوار يك طرف. عالي عالي بود. دستت درد نكنه.


از: خشايار

كاش مردم هم همين فكر رو مي كردن .


از: آشناست

بچه ام آي اس عزيز براي اينكه ايشان قادر باشد به كشورش برگردد و كاري براي مردم انجام دهد بايد از رويارويي مستقيم با سيستم حاكم بر كشورش پرهيز كند تا كتكي كه اخيرا خورد تبديل به گلوله ترور نشود. ضمنا در اين دوره بقدر كفايت انگشت اتهام - بدون قدرت و توان اجرايي - بسمت آن سيستم وجود دارد كه ايشان را از اين مسوليت فارغ كند. همه ميدانيم و ديده ايم كه نتيجه رويارويي مستقيم كمكي به تلاش هاي فرد دلسوز و علاقه مند نمي كند و نهايتا منجر به زندان و قتل و ... ميشود.


از: bache-mis

خانوم عبادي صريحا به نقض حقوق بشر توسط اسرائيل عليه مردم فلسطين ميپردازد كه قابل تحسين است و به حمله نظامي امريكا عليه عراق و نقض حقوق بشر توسط يكي از بزرگترين مدعيان آن ميپردازد كه آن هم قابل ستايش ولي آنقدر زيركانه و حساب شده از نقض حقوق بشر در ايران نه تنها عليه زنان كه عليه همه ملت وجود دارد شانه خالي كرده و سفسطه ميكند. خانوم عبادي تعمدا مطلب را به كشورهاي اسلامي توسعه ميدهد تا نوك حمله متوجه يكي از بزرگترين ناقضان حقوق بشر نگردد.
خواهش ميكنم متن بيان شده توسط ايشان را جندين بار بخوانيد.


از: آشناست

بنظر شما ممکنه روزي شيرين عبادي نخست وزير يا ريس جمهور بشه؟ در اين برحه اگر وضعي پيش بياد بهترين چهره با وجهه بين المللي براي حفظ پرستيژ سيستم جديد و جلب اعتماد بين المللي کسي اين خانم است.



از کانادا: من چنين تصوري ندارم. به نظر من ايشان آدم سياسي نيست. هر چند در نظام حکومتي ايران ديگر نخست‌وزير وجود ندارد ولي احتمال نماينده مجلس شدن ايشان را نيز منتفي ميدانم.


از: bache-mis

مصاحبه رو خوندم . به نظر من سخنراني زيبايي نبود. کمي واقع بين باشيم و با عمق بيشتري به مطالب گفته شده نگاه کنيم. البته اين فقط نظر منه و خيلي از جملات رو احساس کردم که بارها و بارها از رساناهاي ايران شنيده ام . هيچ چيزتازه ايي نداشت و کاملا شعاري.



از کانادا: منظور من شور و شعف ناشي از مشاهده مراسم تقدير از يک زن ايراني بود و در مطلبم اشاره‌اي به سخنان ايشان نداشته‌ام. شايد با آن زن خندان که خواننده گروه کامکارها بود اشتباه شده است. با نظر شما موافق نيستم صحبت ايشان براي همه جهان بود نه فقط ايران.


و اينجا
http://news.bbc.co.uk/olmedia/cta/sport/programmes/persian_nobel_prize.ram


http://www.nitv.tv/video/SHIRIN%20EBADI%209-DEC-03.wma


از: مهاجر

نظرم را كه در وبلاگم خوانده ايد. فقط مي خواهم تاكيد كنم كه من از اين كه يك جمعيت به يك ايراني هم اين قدر احترام بگذارد، كلي خوشحال شدم. در سالهاي اخير فهميده بودم ايراني يعني دنبال ويزا دويدن. من همچنين از اين كه كسي با افتخار از اسلام هم صحبت كند خوشحال شدم. در سالهاي اخير فقط از جنبه هاي منفي اش صحبت مي شد. و صد البته از اين كه يك زن در اين مقام ايستاده بود:)


كي ؟ ديشب بود ؟ اي بابا من نديدم ! كسي ضيطش نكرده ؟


از: صبا

ديشب سخنراني خانم عبادي رو گوش كرديم .صراحت اهجه و صلابت كلام و قدرت متنش عالي بود .


حيف كه من هم سعادت ديدن مراسم نصيبم نشد،


سلام. كاشكي اون دسته از مردها كه هنوز هم حق كشي ميكند و زورگويي به خودشون بيان. همون هاي كه قانون وضع ميكنند و تبعيض قائل ميشن. بسه اين همه بي معرفتي نسبت به اين معصومين كه هيچ منطقي راضي به اين تبعيض نميشه.


از: آينده

آه سهيل عزيز

من چه بگويم از ظلمي كه بر زنان در اين ديار قديمي مي رود .كه اشك بر گونه هاي آدمي جاري مي گردد


از: رضا

تصور كنيد چند روز گذشته او را در دانشگاه الزهرا تهران فحش دادند و بخاطر حجاب تهديدش كردند ولي امروز او بدون نوجه به آن همه فشارها بعنوان يك زن روشنفكر ايراني در آن مراسم با آرامش خاطر شركت كرد. وقتي خود را ايراني و فرزند كوروش ناميد...


متاسفانه شانس ديدن مراسم رو نداشتم .