يادداشتهايی از کانادا

زلزله (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) يادداشتهاي سفر (۲) - لندن، شهر کلاسيک‌ها
 
Wednesday, December 03, 2003

- هويج‌ها از هميشه تردتر و باطراوت‌تر بنظر ميرسدند. همه آنها رو شست، خيلي با دقت. پوستشان را گرفت و داخل آب ميوه‌گيري کرد. وقتي ليوان پر شد، آنرا در بشقابي گذاشت تا برايش ببرد. براي هماني که خيلي دوستش ميداشت. ولي افسوس که او ديگر مثل گذشته‌ها نبود. چشمان درشت زيبايش گود افتاده بود و در اين مدت کم به اندازه چندين سال پير شده بود. ديگر نميتوانست غذائي بخورد و از شدت ضعف هميشه در بستر بود.

- با شنيدن صداي پا، خودش را در رختخواب جابجا کرد. دستي به صورت و گوشهاي بزرگش کشيد و در رختخواب نشست، ميخواست تا حد امکان سرحال بنظر برسد. در همان لحظه او با ليوان آبميوه وارد اطاق شد. مهربان و صميمي، مثل هميشه. و چه زيبا بود، حتي زيباتر از آن روز که او را براي اولين بار در پارک ديد و دل به او باخت. او جلو آمد، خم شد و بوسه‌اي بر پيشاني‌اش زد و بشقاب را بسويش آورد و هيچ نگفت. خواست برخيزد تا پاسخ بوسه‌اش را بدهد اما افسوس شدت ضعف چنين امکاني را نميداد، اما در نگاهش دنيائي از سپاس و قدرداني موج ميزد و در آن اعماق، پشيماني هم.

- بله بچه‌هاي عزيز، آقا خرگوشه ديگر دنداني نداشت. او هيچگاه مسواک نميزد.


از: pooyan

ياد اين آهنگ بخير . شب ها ساعت 8 راديو ميزاشت


از: حسين

سهيل جان شما تا حال مارک شلوارهاي ژيان جون رو ديدي؟ بنظر همين که اون ميدونه مارک گس بپوشه کافيه که ما طرفدارش باشيم. شما هم بشين اين کانال آبگوشتيهاي لوس آنجلسيتو ببين آره عزيزم.


از: حسين

سهيل جان شما تا حال مارک شلوارهاي ژيان جون رو ديدي؟ بنظر همين که اون ميدونه مارک گس بپوشه کافيه که ما طرفدارش باشيم. شما هم بشين اين کانال آبگوشتيهاي لوس آنجلسيتو ببين آره عزيزم.


از: nazila

salam,mer30 behem sar zadin :) concert ham vaghean jam khali :( neveshtehatoon ghashange :)


سهيل عزيزم
سلام
آرزوي روزهاي خوش براي شما عزيز ميهنم را دارم .روزي به قول آقاي بهنود شما كه سرمايه هاي ارزشمند ميهنم هستيد .با بالهاي عشق به كهن ديار عشق پر پرواز مي گشاييد .به اميد آن روز
سهيل عزيز محبتت مرا شرمنده كرد مرا ببخش كه گر به شما لينك نداده ام از مشغله بسيارم است و به زودي به وبلاگ زيبا وجامع شما لينك مي دهم
قلمتان سبز


عالي. مثل هميشه.



از کانادا: ارادتمندم مثل هميشه.


با سپاس از وبلاگ خوب شما خواهشمند است در نوار عنوان صفحتان فقط از persian استفاده کنيد



از کانادا: کوروش جان، ميخوام در جستجوگرها تحت هر دو فهرست بشه.


آخيش... چه آرامبخش بود...


يهو از خواب پريد، مامانش آمد و گفت چي شده قورباغه کوچولو؟ خوابي را که ديده بود براي مادرش تعريف کرد. مادرش گفت : بخواب عزيزم نگران نباش، ما قورباغه ها هويج نميخوريم، فقط دقت کن پشه اي که ميخوري قبلا مسواک زده باشه، حالا لالا کن عزيزم.



از کانادا: You got it man :)


از: هاله

floss چي؟ اونو نگفتي. اونم خيلي مهمه dentist ام گفت. :)


از: joojoo

kheily banamak bood , inghadr ehsasati shoro kardin ke adam aslan hads nemizad !!!!!


حالا اين قورباغه لالا چه ربطي به هويج داشت ؟


از: رضا

از امشب به بعد اول مسواك بعد آب هويج.


از: محسن

درس اخلاقي: مسواك آخر شب يادتون نره :-).
درس دوم: اگه مسواك نمي زنيد مطمئن شيد كه يكي هست كه آبميوه براتون بياره
درس سوم: عشق به اين ميگن. بعد از اين همه سال و بيماري هنوز از نظر عاشق معشوق زيباست. تازه زيباتر هم شده چون با عشق خودش رو آرايش كرده
درس چهارم: پشيمون شدم بگم...


از: پژواک

با نمكيش كه بانمك بود ولي با اجازه بزرگترها:..................
پشيمون شدم!نميگم.


از: آيدا

حيووني آقا خرگوشه!!


از: مهاجر

مسواك نزدن چه ربطي به گودافتادن زير چشمان دارد؟!


دست بردار. آخه کدوم خرگوشي مسواک مي زنه که اين بينوا دوميش باشه.
خوش بگذره



از کانادا: هموني که تو رختخواب آب هويج ميخوره :)