يادداشتهايی از کانادا

يادداشتهاي سفر (۲) - لندن، شهر کلاسيک‌ها (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) يادداشتهاي سفر (۱) - لندن، اولين ديدار
 
Friday, November 14, 2003

مدير من از اون کله گنده‌هاي حزب ليبرال کاناداست. هم مهندسه برقه و هم دکتراي اقتصاد از هاروارد داره، با مسائل خاورميانه هم بخوبي آشناست، به من هم خيلي لطف داره و تا حالا من و همسرم رو چندين بار به خانه‌اش دعوت کرده، هر بار هم کلي درباره ايران و کانادا با هم گپ زده‌ايم. چند روز قبل بهم يه کارت دعوت رسمي داد و گفت: ميدونم تو و همسرت به مسائل سياسي کانادا علاقمنديد، فکر ميکنم اين مراسم براتون جالب باشه، امکان داره ديگه تا چندين سال چنين مراسمي رخ نده، اگه بتونيد بيائيد خيلي خوبه. يه کارت دعوت دونفره از طرف حزب ليبرال کانادا بود، براي شرکت در مراسم تقدير از ژان کرتين Jean Chretien نخست‌وزير ليبرال کانادا و تغيير در رهبري حزب که در سالن Air Canada Center برگزار ميشه.

همانطور که شايد بدونيد ژان کرتين 69 ساله، پس از سيزده سال رهبري حزب و نزديک به ده سال نخست‌وزيري و کلا چهل سال کار سياسي، داره خودشو بازنشسته ميکنه تا راه رو براي رهبري و نخست‌وزيري پال مارتين Paul Martin هموار کنه. در کانادا رهبر حزب اکثريت، نخست‌وزير ميشه.
شب گذشته اين مراسم برگزار شد و آنهم چه باشکوه، با حضور بيش از پانزده هزار نفر. سالن کاملا پر شده بود و ديگه جاي سوزن انداختن هم نبود. حالا ميخوام جزئيات مراسم رو براتون تعريف کنم:
مراسم ساعت شش بعدازظهر شروع شد، از مسائل امنيتي هم به شکل علني خبري نبود. صندلي ما به لطف مديرم ويژه بود، با زاويه ديدي خوب. قسمتي از سالن را هم فرش قرمز Red Carpet پهن کرده بودند. تقريبا همه مدعوين لباس رسمي به تن داشتند و در اين بين کت‌دامن‌هاي قرمز که معرف کانادا و حزب ليبرال بود، زياد به چشم ميخورد. تا قبل از شروع برنامه در گوشه و کنار سالن چندين و چند مصاحبه تلويزيوني با سناتورها، وزرا، رهبران حزبي و کلا سياسيون در جريان بود. با ورود پال مارتين (نخست‌وزير آينده) و همسرش همه سالن از جا بلند شدند و تا دقايقي کف زدند.
يکي از رهبران حزب رسميت جلسه را اعلام کرد و سپس يکنفر شروع به دعا کرد. ميدانيد که در کانادا هر دو زبان انگليسي و فرانسوي زبانهاي رسمي هستند، از اين رو در مراسم رسمي از هر دو استفاده ميشود. يعني گاهي يک مطلب به دو زبان بيان ميشود، که در اينصورت دو مجري اين کار را انجام ميدهند، ولي معمولا خود گوينده که حتما بايد با هر دو زبان آشنا باشد بين دو زبان سوئيچ ميکند. دعا نيز که به هر دو زبان صورت گرفت، رنگ و لعابي از مسيحيت نداشت. سپس از دالتون مک‌گينتي Dalton McGuinty نخست‌وزير جديد و ليبرال انتاريو براي سخنراني دعوت بعمل آمد ولي ظاهرا در ترافيک‌گير کرده بود. يکي از رهبران حزب گفت: مشکل حل شده، چون از پدر روحاني خواسته تا براي زودتر رسيدن ايشان دعا کنه :) که يهو همه سالن از خنده منفجر شد. کلا در مراسم ديشب، مطالب بامزه و مليح به کرات از زبان گويندگان شنيده ميشد که برخي از آنها طعنه‌هائي سياسي به احزاب رقيب بود، به نظر من اکثرا بامزه و في‌البداهه بودند.

پس از دقايقي دالتون مک‌گينتي آمد. همان ابراز احساسات دوباره تکرار شد. بر خلاف مايک هريس Mike Harris نخست‌وزير اسبق و محافظه‌کار انتاريو که ضعف او در زبان فرانسوي راه را براي ورود او به دولت فدرال بسته بود، تسلط دالتون مک‌گينتي به اين زبان کاملا مشهود بود. از برتري اخير حزب در انتاريو و عملکرد ضعيف محافظه‌کاران شروع کرد و روي کارنامه ژان کرتين متمرکز شد: شروع با کسري بودجه ولي مازاد بودجه فعلي، عدم جدا شدن کبک، عدم همراهي با آمريکا در حمله به عراق ..... و در خاتمه خيلي بلند اعلام کرد: خانمها و آقايان، آقاي ژان کرتين نخست‌وزير کانادا. همه جمعيت بلند شدند و نخست‌وزير و همسرش همراه با کف زدنهاي حضار که تا حدود پنج دقيقه ادامه داشت وارد سالن شدند و نشستند، آنهم در چند متري ما.

- تعدادي کودک سرود ملي کانادا را در حاليکه جمعيت نيز ايستاده بودند و با آنها همراهي ميکردندخواندند.
- همزمان با پخش اسلايدهائي از ژان کرتين، کودکي قطعه‌اي بسيار زيبا با ويلون نواخت.
- يک گروه کر آهنگهائي با تم مذهبي اجرا کردند.
- پيانيست عوض شد و چند قطعه زيباي جاز نواخته شد.

جوستين ترودو Justin Trudeau پسر ترودو نخست‌وزير فقيد و شارمينه کروکز Charmaine Crooks دونده کانادائي و نائب قهرمان المپيک، اجراي ادامه برنامه را بدست گرفتند. سه سناتور، قطعه قديمي Seven Spanish Angels را اجرا کردند و در ادامه به گونه‌اي بسيار خنده‌دار احزاب رقيب را هجو کردند. چون بازگوئي آن هجوها نياز به گفتن کلي مقدمه و پيش‌زمينه دارد عنوان کردنشان شايد بيمزه جلوه کند.

- گروه معروف بارا مک‌نيلز Barra MacNeils از نووا اسکوشيا به اجراي قطعاتي با تم اسکاتلندي و ايرلندي پرداختند. رقص پاها منو ياد کنسرت River Dance انداخت. از ژان کرتين خواستند تا آهنگ بعدي رو حفظ کنه چون بدردش ميخوره، بعد آهنگ Don't call me early in the morning رو با همراهي حضار اجرا کردند.
- رئيس دانشگاه اتاوا اعلام کرد که بورسي بنام ژان کرتين براي دانشجويان علوم سياسي در نظر گرفته شده است.
- Cirque du Soleil يک شاهکار نمايشي مدرن رو اجرا کرد. بازيگري درون يک حباب ليتکسي Latex از مرحله جنيني تا رهائي و آزادي يک انسان دربند را با نورپردازي جالب و موسيقي مناسب نمايش داد. دو بليط سيصد دلاري صرفه جوئي کرديم :)
- آسکار پيترسون Oscar Peterson پيانيست افسانه‌اي با گروهش NATO چند قطعه فوق‌العاده زيباي جاز نواختند.

در اين قسمت از حضار درخواست شد تا اگر خاطره‌اي از ژان کرتين دارند بگويند، که اکثر آنها شنيدني و جالب بود.

پال انکا Paul Anka با آهنگ قديمي Diana از يکي از دهليزها وارد شد که با استقبالي ديدني مواجه شد. بعد آهنگ MY Way فرانک سيناترا رو با شعري جديد و کميک در وصف ژان کرتين و با تغيير به You did it your way اجرا کرد که فقط ميتونم بگم فوق‌العاده بود.
جان انکا يه خاطره هم از عموش گفت: زمانيکه ژان و من خيلي جوان بوديم، ژان به بار عموم خيلي ميومد و به اصطلاح پاتوقش اونجا بود. عموم خيلي اونو دوست داشت و يه روز به من گفت: سالها خواهد گذشت و من ديگر نخواهم بود ولي تو شبي به او اين پيام مرا خواهي داد. پيام او اين بود: ژان تو هنوز به من 25 دلار بدهکاري :)

فيلمي از چهل سال فعاليت سياسي ژان کرتين نمايش داده شد. شامل بيوگرافي، مصاحبه‌ها، پيروزي‌هاي انتخاباتي .....

پس از کف زدنهاي فراوان، ژان کرتين سخنراني چهل دقيقه‌اي خودشو شروع کرد:
بررسي عملکرد ليبرالها بويژه در اقتصاد، ياد از رهبران گذشته، فرقهاي کانادا و آمريکا در قوانين مربوط به سقط جنين، کنترل اسلحه، امضاي پيمان کيوتو. وضعيت کنوني کانادا، توسعه پارکهاي ملي، قانون اساسي جديد و استقلال واقعي کانادا، رعايت حقوق ساکنين بومي و اوليه، کانادا بعنوان سمبلي از زندگي صلح آميز نژادهاي گوناگون در کنار هم، حضور زنان کانادا درعرصه‌هاي بين‌المللي هنري و ورزشي، توسعه فرهنگ و هنر، دوستي با آمريکا درکنار داشتن استقلال در تصميم‌گيري‌ها، حمايت از پال مارتين رهبر آينده، تشکر از هواداران حزب ليبرال و ملت کانادا و ..... اما شاه بيت سخنانش تائيد و تاکيد روي درست بودن عدم همکاري با آمريکا در حمله به عراق بود که حضار با فريادها و کف‌زدنهاي خود آنرا تائيد کردند. آخر سخنرانيش هم گفت: Vive le Canada
پس از ملحق شدن همسرش به او سرود ملي کانادا خاتمه بخش برنامه بود.

شايد جاي شما هم خالي بود بخصوص اگر مثل من عاشق موسيقي جاز هستيد.


استاد, مرسي از عكسها. خيلي زيبا بودند. (گير اين كامنتولوژي نيوفتيم يهو)
اين سانتا كه قرمز پوشه و ميگه من براي تمام بچه هاي دنيا يه هديه مي برم, داس و ... كه نيستش؟


از: محسن

پس من هم ليبرالم خودم خبر نداشتم اونم سرخ سرخ


پس اينجا هم در حال حاضر حكومتا قرمزته. عجب پس كت قرمز ها از اولش بعله و صداش رو هم در نمي آوردند!


از: فرناز

هوم ... لباس قرمز نشونه ليبرالهاست ؟ يعني سانتا هم ليبراله؟ ! (شكلك در حال فكر !)
راستي مرسي از عكسها . خيلي زيبا بودند.


من كه از خواندن اين مطلبت كلي لذت بردم - ممنون از قلم شيوات كه پنداري ما خودمان را آنجا بوديم و همراه شما لذت ميبرديم. خوش به حالتون.


از: علي

سهيل عزيز ممنون. براي مني كه اينهمه از آنجا دور هستم احساس نزديكي فراواني را بخشيد و صد البته جاي من كه از طرفداران اين حزب هستم خالي بود.
چيزي نمي خواي از اينطرفها؟


از: ايمان

خيلي ممنون از زحمتي که کشيدي و به اين دقت جزئيات را نوشتي. گزارش بسيار مفيد و جذابي ست.


گزارش مفصل و دقيقي بود كه از خواندنش لذت بردم. متشكر از وقتي كه گذاشتي.


سلام. البته نظر خاصي نداريم ولي خوب اميدواريم فقط صرف يه دعوت ساده شما رو به جاهاي مختلف نکشونه. منظورمون اينه فردا يکي از حزب ديگه اي به هر دليلي دعوتتون کنه و شما بريد و از موسيقي جاز لذت ببري. گرون تموم ميشه ما گفتيم.



از کانادا: شرکت در مراسم تجليل از نخست‌وزير يک مملکت، و لذت بردن از برنامه‌هاي نمايشي آن، به معناي تهييج شدن و يا آلت‌دست يک حزب شدن نيست. آن برنامه يک ميتينگ حزبي نبود، حضار منحصر به طرفداران حزب ليبرال نبودند، تقدير از رهبر يک مملکت بود آنهم با پوشش راديو و تلويزيوني، يعني ميليونها نفر کانادائي آنرا بطور مستقيم ميديدند. آنشب من از ديدن برنامه‌ها لذت بردم و به دانشم درباره کانادا و زندگي در آن افزوده شد، خلاصه آنچه که گذشت را نيز نقل کردم تا ديگراني که با اينگونه مراسم آشنائي ندارند بدانند. نه ملعبه حزبي شدم و نه آنقدرساده هستم که با حزب و حزب‌بازي آشنا نباشم ولي نگرش دائي‌جان ناپلئوني نبز ندارم.


از: رضا

صرفه نظر از بسياري از انتقاداتي كه به ژان كرتين وارد است ولي قدرداني از او كاردرستي بود. شايد براي ما ايراني ها هم اين نكته خوب باشد كه همه افراد را صفر يا يك مطلق نبينيم.


استاد براوو. عجب حالي كرديد ديشب. كاشكي ميبودم... دوستان بجاي ما. مرسي از توضيحاتت.