شروع سفر
آن بعدازظهر پاييزي زودتر از هميشه به خانه آمديم. به لطف دقت همسرم همه چيز از قبل آماده بود، يک چمدان کوچک دستهدار، که به اندازه پيراهن دلتنگي ما جا داشت و يک کوله پشتي کوچک حاوي دوربينهايمان، تا ثبت کنيم رهائي از کولهبار يک خستگي چند ساله را، و تحفه آوريم دوستان را. تلفن را قطع کرديم، فوتي بر زواياي خانه دميديم و رفتيم به سمت ميدان هوائي تورنتو، محل تولد دوباره خيلي از ما مهاجرين.
پرواز مرتب بود و سر وقت، پريدن بود و نرسيدن. صبحدم بود که به فرودگاه هيثرو لندن رسيديم، وسعتي بيواژه از انبوه سيمان و سيم. پر بها بود لبخند صاحبخانه و نخواستن ويزا. نخوانش به بهاي بيهويتي، بلکه ميوهاي بود از ثمرات ساختن هويتي ديگر به جبر.
نه باراني بود نه زميني خيس، تو گوئي لندن با ابرهاي سفيد و پراکندهاش ورودمان را خوشآمد ميگويد. قبل از سفر به اندازه کافي، نقشه، مقاله و مطلب از طريق اينترنت جمعآوري کرده بوديم و برنامه سفر براساس آن مطالب و ساير اطلاعاتي که داشتيم تنظيم شده بود. تابلوهاي راهنما را تا رسيدن به مترو دنبال کرديم. در طول اين مسير نه چندان کوتاه، پوسترهائي به چشم ميخورد که باورهاي ملل و تمدنهاي مختلف در مورد يک پديده واحد را مقايسه کرده بودند. از همه جا بود الا ايران و تمدن ايراني. تو گوئي قهر بودند با آن، و اصرار در اظهارش. سوار مترو شديم تا از فرودگاه به هتل برويم.
مترو لندن
مترو لندن که به آن Tube نيز گفته ميشود، قديميترين و بزرگترين مترو در دنيا است. اين شبکه حملونقل همانند يک تارعنکبوت عظيم، اکثر نقاط شهر را بهم مرتبط ميسازد. مترو تورنتو در مقابل مترو لندن يا پاريس به کاريکاتوري بيش نميماند. يکي از تفاوتهاي عمده زندگي در امريکاي شمالي و اروپا همين نظام حملونقل شهري است. يکي تشويق به داشتن اتومبيل شخصي ميکند و ديگري به استفاده از وسائط نقليه عمومي. کهنسالي و صلابت در اکثر مسيرها و ايستگاهها مشهود است، ولي ترنها، سيستمهاي کنترلي و اطلاعرساني همگي مدرن. وجود مسيرهاي جديد دال بر پيوستگي توسعه در اين شاهراه حياتي دارد. بليط، کارتي مقوائي با نواري مغناطيسي است که در مبادي ورودي و خروجي از دستگاهي عبور داده ميشود. قيمت بليط بسته به محدوده پوشش که به آن Zone گفته ميشود متفاوت است.
هتل
ايستگاه واترلو Waterloo پياده شديم و پس از چند دقيقه پيادهروي به هتل رسيديم. هتل همانطور بود که ميخواستيم، بزرگ و مجهز در قلب توريستي شهر، درست جنب رودخانه تيمز Thames. ساختمان هتل جزو مجموعه County Hall است که در گذشته يکي از مهمترين و معروفترين ساختمانهاي دولتي بوده و پس از قريب ده سال بلااستفادگي، چند سالي است که بصورت يک هتل تغيير کاربري داده است. کلاسيک، با ابهت و زيبا. آکواريوم لندن و گالري کانتي هال که با نمايشگاهي بنام "دنياي دالي" (از رهبران مکتب سورئاليسم) به نمايش آثار برجسته اين نقاش اسپانيائي پرداخته بود، از ديگر بخشهاي اين مجموعه هستند. پنجره اطاق رو به رودخانه تيمز باز ميشد آنهم با نماي درشتي از چرخفلک عظيم لندن London Eye و منظرهاي از ساعت بيگ بن و پارلمان انگلستان در آنسوي رودخانه. انتخاب هتل را مرهون جان John دوست امريکائيام که ده سالي را در لندن زندگي کرده بود بوديم. دوستي خوب و هم سليقه.
"لب آبي نشستم، کفشها را کندم، پاها در آب"
عکسها
قسمت دوم
قسمت سوم