يادداشتهايی از کانادا

پند (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) خط آخر
 
Thursday, September 25, 2003

اولي: هميشه خيابون يانگ رو اشتباه مينويسم.
دومي: شايد با Young اشتباهش ميکني، بايد مثل "يونجه" بنويسي.

اولي: از کي ياد گرفتي؟
دومي: از يه نفر که "يونجه را ميفهميد"

اولي: اتفاقا منم "در چراگاه نصيحت ..."


يادم رفت بپرسم سهراب کيه ؟ سهراب خودمون را ميگي؟ سهراب اولي بود يا دومي؟



از کانادا: ما رو گرفتي؟ معلومه ديگه سهراب پسر رستم


از: هموطن

خيلي اين جريان يونجه باحال بود. تا بحال بفكرش نيفتاده بودم


از: امير

خيلي با حال بود، لينكت هم حرف نداشت. اين موضوع را كس ديگه اي هم به من گفته بود." همان روزهاي اول دومي بود كه اومده بودم كانادا، يكي از دوستان داشت خيابان هاي تورنتو را بهم ياد ميداد و گفت: فقط دقت كن يانگ را مثل يونجه مي نويسند.
از اونروز تا بحال من هم اين جمله تحويل حداقل 20 تا مهاجر جديد و مسافر دادم."


خيلي بامزه بود. نكته اش به جا بود و واقعا جاي تحسين داشت.
خوش بگذره


جدا هم که ايشون ستاره سهيله...


نقطه چين را با عبارت مناسب پر كنيد:
"من ....... ديدم يونجه را مي فهميد"


از: محسن

با حال بود. مثل خودت. مخصوصا لينکي که داده بودي. راستي ستاره سهيل شدي :-)