يادداشتهايی از کانادا

آن مرد (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) سيب
 
Monday, September 08, 2003

ديشب سرانجام طلسم شکست و فريدا را ديدم. فيلمي که هر چه تلاش کردم تا در اکران اول آنرا ببينم، عاقبت نشد که نشد.
فيلمنامه که بر اساس کتابي از هيدن هررا Hayden Herrera نوشته شده، زندگينامه فريدا کاهلو Frida Kahlo نقاش و انقلابي معاصر مکزيکي است. دختري از طبقه متوسط با پدري هنرمند و روشنفکر و مادري به نسبت سنتي.

يک سانحه مسير زندگي او را به کلي دگرگون ميکند و تا پايان عمر کوتاهش، اثرات عميقي بر زندگي او ميگذارد. مدتي فلج ميشود، معشوق جوانش ترکش ميکند، ولي مصمم‌تر ميشود و به نقاشي رو مي‌آورد. دل به ديه‌گوي نقاش، کمونيستي فربه که بيش از 20 سال از او بزرگتر است، ميبازد که ابتدا مربي و سپس همسرش ميشود. نقاشي با استعداد، که گوئي روايت مکزيکي کازانووا است، با مهره مار و بندشلواري شل.
از برخي جهات فريدا براي من يادآور فروغ است، عصيانگري با وجوه متضاد که متعارفها را به چالش ميگيرد. همانند مردها لباس ميپوشد، در نوشيدن از مردها پيشي ميگيرد، با تينا ميرقصد و او را ميبوسد، دنبال استقلال اقتصادي است. اما وراي همه اينها يک زن است. حسادت ميکند، بارداري ناموفقش او را تا سرحد جنون ميبرد، نياز به توجه دارد، آشپزي ياد ميگيرد و زن بودن را عميقا در آثارش منعکس ميکند.
تعريف او از سکس فراتر از پذيرش زمان و فرهنگش است، ارتباط با ساير زنان، ناشي از روح کنجکاو و سرکش اوست اما رابطه با تروتسکي (تئورسين حکومت نوپاي شوروي و مرد شماره دو بعد از لنين که از ترس جان به مکزيک گريخته) از يک سو از سر نياز به توجه است، و از سوي ديگر براي تحريک و انتقام از ديه‌گو.
فريدا ميخواهد با عشق زندگي کند، ظلم به خود را ميبخشد و ميان متضادها پل ميزند ولي مجال زيادي برايش نمي‌ماند.

طراحي صحنه و گريمها فوق‌العاده است. تنها يک فريم کافيست تا مکزيک را بخاطر آوريم. رنگهاي تند قرمز، نارنجي و زرد در کنار آبي لاجوردي، خطوط منحني و غيرهندسي، رنگ قهوه‌اي در پس‌زمينه‌ها، آرايشها، پوشش‌ها، همگي دال بر اختلاط فرهنگهاي اسپانيائي و آزتک دارد.
بازيها بسيار عالي هستند، موسيقي زيباست و از آن استفاده بجا شده است، ديزالوها و مورف‌هاي از نقاشي به واقعيت، نشان دادن فرهنگ صنعتي حاکم بر امريکا توسط کولاژ و کاريکاتور، نمايش آثار فريدا و سير تکاملي آنها به شکل پس‌خور در طول فيلم، همگي موجب همراهي کامل بيننده و خارج شدن کنترل زمان از دست او ميشوند.

فريدا زيباست اگر هنوز نديده ايد حتما ببينيد.


از: مسافر

سلام. مباركه . هم تولدت هم وبلاگت..


آقا ما رفتيم دنبالش ...