يادداشتهايی از کانادا

سيب (بعدي) » صفحه اصلي « (قبلي) چرا از کانادا؟
 
Wednesday, September 03, 2003

ملي‌گرا، ليبرال، دمکرات، سکولار، روشنفکر، حزب خدا، امت، بسيج ... کم نيستند واژه‌هائي که به يمن تغييرات دهه‌هاي اخير ايران معناي اصلي خود را از دست داده‌اند، از اين ميان شايد معناي جديد "محافظه‌کاران" ساخته آن دسته از روزنامه‌نگاران ايراني باشد که در پاسخ به پرسش همکاران خارجي خود که از آنها مي‌پرسيدند: "اينها که مي‌گوئيد چه نام دارند و چه حزب و گروهي هستند؟"دم‌دست‌ترين واژه را "محافظه‌کاران" يافته بودند. دور از واقعيت.

بيش از 9 سال است که دولت استان انتاريو در دست محافظه‌کاران است ولي سرانجام چند روز پيش نارضايتي‌ها و فشارها، ارني ايوز (Ernie Eves) نخست وزير انتاريو را مجبور ساخت تا ماه آينده دوباره حزب خود را در معرض آراي مردم قرار دهد. از هم اينک احزاب‌ فعاليتهاي انتخاباتي خود را با شدت شروع کرده‌اند، رهبرانشان روزانه ده‌ها سخنراني و متينگ در برجسته کردن نقاط ضعف رقبا و ارائه برنامه‌هاي خود و دادن وعده و وعيد به مردم ترتيب مي‌دهند. کاهش کيفيت خدمات بهداشتي و آموزشي، وقوع چندين اعتصاب طولاني، آلودگي آب آشاميدني در چند ناحيه، توزيع گوشت خارج از استاندارد، قطع سراسري برق در ماه گذشته، همگي بخت پيروزي محافظه‌کاران را کاهش داده و پيکان تيز انتقادات عرصه را بر آنها تنگ کرده است. نارضايتي ناشي از رکود اقتصادي و شيوع بيماري سارز نيز مزيد بر علت گشته تا راه را براي پيروزي رقبائي چون حزب ليبرال دالتون مک‌گينتي (Dalton McGuinty) و حزب نيودمکراتها هاوارد همپتون (Howard Hampton) هموارتر کند.

بازي 90 دقيقه است و سياستمداران محافظه‌کار عاقل‌تر از آن هستند که بدنبال معناي ايراني محافظه‌کاري باشند. ايکاش آن سياستمداران ايراني نيز که ناخواسته برچسب محافظه‌کاري را يدک مي‌کشند اين عنوان را پذيرفته و سعي در تحقق معناي واقعي آن بکنند.


با کمال خوشوقتي اولين نفري هستم که کامنت ميذارم و اين را براي خودم به فال نيک ميگيرم. براتون آرزوي موفقيت دارم و به اميد روزي هستم که براي يک لحظه شاهد دموکراسي در وطنم باشم و راي من و شما هم تاثيري در وضع کشورمان داشته باشد.